{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توفقط مال همین قلب پر احساس منی

توفقط مال همین قلب پر احساس منی
منم آن مزرعه ی عشق تو آن داس منی

همه کس در دل من نیست عزیزم بخدا
به که گویم که تو آن برگ گل یاس منی

به رطب زار لبت بوسه ای مهمان بشوم
چون که سرخ است و ملس میوی گیلاس منی

ای که با شیطنتت کار دو شیطان بکنی
تو بدانی که همه واژه ی خناس منی

تویی آن شاه که دستم به تو آغشته شده
کیش و ماتت بکنم چون ورق آس منی

تو و آن دلبری و محو تماشا شدنم
توفقط مال همین قلب پر احساس منی
دیدگاه ها (۵)

توی آغوشت که بودم لحظه ها بی وزن بود کودکانه ، از نگاهت آسما...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

قصد دارم غزلـــم را به تو تقدیــــــــم کنمشاه بیــت غـزلـم ...

برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنمحاصل آن روزهایم را تماشا می ...

پارت ۱۶ احتمالا قلب ساسکه حالا احساس سبکی میکرد.بعد از اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط