{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نجات

نجات

نجات من به دست توست از این محبس نجاتم ده
لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده
بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار
تنم دیوار بین ماست تنم را از میان بردار
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری شهادت را صدا باشم
همیشه در مصاف مرگ نقاب از چهره می‌افتد
چه در میدان چه در بستر پس از بیماری ممتد
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من اینست هراس بی‌صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری شهادت را صدا باشم
نقاب از چهره‌ام بردار به آیینه نشانم ده
سکوتم بدتر از مرگ است بمیرانم زبانم ده
بیا و جامه عصیان بپوشان بر صدای من
که تنها سهم من اینست هراس بی‌صدا مردن
مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم
هوای صبح بیداری شهادت را صدا باشم
دیدگاه ها (۸)

وقتی تو خودت گیر می کنی وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !وقتی...

عصر ما عصر فریبهعصر اسمهای غریبهعصر پژمردن گلدونچترهای سیاه ...

در شبی غمگین‌تر از من قصه رفتن سرودیتا که چشمم را گشودم از ک...

پارت هفدهم [فصل اول] | نتایج آزمون 📚⭐صبح روز بعد...هوای آکاد...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁷(نایون+...

KIM V

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

نجات من به دست توست از این محبس نجاتم دهلباس کهنه تن را بسوز...

❤ ️آهنگ:نجات♥ ️خواننده : داریوشنجات من بدست توستاز این محبس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط