{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگران می نگرم سوی افق

نگران می نگرم سوی افق
که غروب آمد و باز
خبری نامد از او
دیده ام مانده به راه
زده ام تکیه به دیوار و دریغا اثر از یاری نیست
مگر این بخت فرو خفته ی ما را سر بیداری نیست
آسمان درهم و تار
چادر کهنه ی پر منفذ و فرسوده ی شب را به سر انداخته باز
و زمین ساکت و سرد
همه ی هستی غربت زده اش را به امید سحری باخته باز...
السلام علیک یاصاحب الزمان
دیدگاه ها (۲)

پرستوی کانال کمیل شهید گمنام ابراهیم هادی

لبخندتان در قاب هیچ عکاسی جا نمی گیرد.

رو به شلمچه کرد و گفت : " بیا ! این عروسکم حالا بابام رو پس ...

#بسم_ربـــــ_المهــــدی   السلام علیک یا اباالصالح المهــدی...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

کابوی احمق:۲

[عمارت عشق] part: 3کنار اون پسر مو سیاه،یه دختر با موهای قهو...

جادویی به نام عشق

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هجدهم: بازی باخته و بازگشت به قفس 🗝️...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

برسان باده که غم روی نمود ای ساقیاین شبیخون بلا باز چه بود ا...

یاصاحب الزمان عجهر که در طایفه منتظران جا دارد چشم امید به ب...

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی این شبیخون بلا باز چه بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط