ماه، نافِ سپیدِ آسمان پیدا بود
ماه، نافِ سپیدِ آسمان پیدا بود
لمسِ یک جورِ دیگرِ لیمو
پرنده هم
پوستِ ولرمِ شب،
و چند هوای عجیب کاملا بیاسم.
انگار همین توبای آشنا
برای تمامِ ستارگانِ خوشبویِ کبریا ترانه خوانده است،
هی میرسند به نور
یکییکی میرسند به نور
بعد یکییکی در دامنِ دریا میافتند
لُختِ لختِ مادرزاد ... ماه،
پروانههای روشنِ سربههوا،
و اصلا چه شبِ عجیبی دارد این آخرآخرایِ اردیبهشت!
چقدر دلم میخواست
من هم یک ذره شاعر بودم،
چه هوشِ لبریز بیقراری به خدا ...!
لمسِ یک جورِ دیگرِ لیمو
پرنده هم
پوستِ ولرمِ شب،
و چند هوای عجیب کاملا بیاسم.
انگار همین توبای آشنا
برای تمامِ ستارگانِ خوشبویِ کبریا ترانه خوانده است،
هی میرسند به نور
یکییکی میرسند به نور
بعد یکییکی در دامنِ دریا میافتند
لُختِ لختِ مادرزاد ... ماه،
پروانههای روشنِ سربههوا،
و اصلا چه شبِ عجیبی دارد این آخرآخرایِ اردیبهشت!
چقدر دلم میخواست
من هم یک ذره شاعر بودم،
چه هوشِ لبریز بیقراری به خدا ...!
- ۹۴
- ۱۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط