فاحشه ای پیر
فاحشه ای پیر
نگاه خسته اش را به زمین دوخته بود
سیگارش بین انگشتانش دود می شد
و آهسته زمزمه می کرد:
روز قیامت شاید خدا مرا ببخشد
اما من هرگز خدا را نمی بخشم!
نگاه خسته اش را به زمین دوخته بود
سیگارش بین انگشتانش دود می شد
و آهسته زمزمه می کرد:
روز قیامت شاید خدا مرا ببخشد
اما من هرگز خدا را نمی بخشم!
- ۲۷۳
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط