{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#امام_زمان

#امام_زمان

دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو
مُژه‌ای از من و خاکِ کفِ پایش با تو

زحمت روضه‌مان هم که فقط با زهراست
قندش از مادر تو مزه‌ی چایش با تو

کاش می‌شد که در این یک‌دهه جان می‌دادیم
ضجه از ما زدن و مرثیه‌هایش با تو

وا غریبا ز تو و جامه‌دریدن با من
وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو

بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم
گریه‌اَش از تو دم‌اَش از تو و جایش با تو

مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا
گوشه‌ای در حرمِ کرببلایش با تو

یک سفر پای پیاده به زیارت با ما
یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو

کاش می‌شد حرم عمه‌تان می‌رفتیم
آرزو از من و یک بار دعایش با تو
دیدگاه ها (۱)

دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تومُژه‌ای از من و خاکِ کفِ پ...

یک سفر پــای پیـاده بـه زیــارت با مایک سحر گریه در ایوان طل...

دست خالی ز من و تار عبایش با تومژه‌ای از من و خاک کف پایش با...

از صفای ضریح دم نزنیدحرفی از بیرق و علم نزنیدگریه های بلند م...

از صفای ضریح دم نزنید حرفی از بیرق و علم نزنید گریه ه...

.از صفای ضریح دم نزنیدحرفی از بیرق و علم نزنید.گریه های بلند...

شعر سیاهپوشان محرم

از صفای #ضریح دم نزنیدحرفی از #بیرق و #علم نزنید#گریه های بل...

بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را بسم رب الفاطمه آغاز کردم گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط