پارت چهارده

پارت چهارده

ا/ت: کوک
کوک: جان
ا/ت: میشه نمره من و ساشا رو بگی لطفا
کوک: بیب من کی نمره هارو گفتم که الان دومین بارم باشع
ا/ت: حالا نمیشه بگی مال سوجین رو بگو من رو کشت
کوک: نه برو بخواب سریع باش
ا/ت: من نمیخوابم تا نگی
کوک: ا/ت نزار بگیرمت بکنمت برو بخواب
ا/ت: اوف اصل نگو هرزه
کوک: ( بعد شنیدن کلمه هرزه خون شده بود چشم هاش و این ا/ت رو میترسوند )
کوک: چی گفتی؟
ا/ت: ………… ک و ک ب ب خ ش ی د
کوک:بیا اینجا
(رفت کوک نشوندش رو پاش )
کوک:ا/ت یک بار دیگه ببینم این کلمه رو گفتی رحم نمیکنم ۱۲ راند به گایدن میدمت فهمیدی
ا/ت:
کوک: ا/ت فهمیدیی
ا/ت : اره ( با بغض)
کوک: حالا برو بخواب



رفت تو اتاق



ا/ت: (به حالت مرگ گریه که صداش به اتاق کار کوک رفت)
کوک: ای بابا
کوک: ا/ت بیا
(داشت گریه می‌کرد و جواب نمیداد )

کوک رفت تو اتاق
کوک: ا/ت من این حرف ها رو نزدم گریه کنی
ا/ت: کوک میخوام بخوابم برو بیرون حق
کوک: اوک


صبح


کوک: از خواب بیدار شدم ا/ت نبود
یه برگه کنارم دیدم
نوشته بود من با اوتوبوس رفتم
بلند شدم آماده شدم بدون صبحانه رفتم دانشگاه
دیدم ا/ت از اوتوبوس پیاده شد دستش رو گرفتم بردم دفتر خودم
گذاشتمش رو پاهام
کوک: ا/ ت کی به تو اجازه داده با اوتوبوس بیای
ا/ت: ببخشید
کوک: لبش رو کیس طولانی رفت
کوک: حالا برو سر کلاس دیگه هم ناراحت نباش بیب بابت دیشب با این که تو مقصر بودی معذرت میخوام
ا/ت: اشکال نداره لپ کوک رو بوس کرد و فرار کرد به سمت کلاس



لالالالالالالاالالا 👌👌😂
دیدگاه ها (۱۴)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

تکپارتی جونگ کوک

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط