{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من برگشتم

من برگشتم

پارت دوازده

من رو بغل کرد برد تو اتاق گفت: بیب حالت خوبه
ا/ت: حق حق حق
کوک: هیششش اشکات رو بخواطر یه موضوع یا چیز های بی ارزش نریز
ا/ت: ( بغل ش کرد) خیلی ترسیدم حق حق
کوک: هیش بیب رفتم رزی رو رسوندم
ا/ت: باش
کوک: بیا بخوابیم
ا/ت : اوک ( بغلش کرد و با هم خوابیدن )











ویو صبح زود

با صورت کوک بیدار شدم نخواستم بیدارش کنم رفتم لباس پوشیدم برای دانشگاه آماده شدم که کوک بیدار شد گفت:


بیب زود آماده شدی خیره خبری من خبر ندارم
ا/ت: نه فقط خواستم یک بار من زود تر بیدارم شم همین. 👌👌


کوک: اوک ( رفت آماده شه )







ویو تو ماشین


ا/ت: کوک بعد دانشگاه یک راست برو خونه
کوک: چرا
ا/ت: چون خوابم میاد







بچه ها من امروز خستم فردا اگر شد حتما میزارم بای❤️🤚🏻
دیدگاه ها (۱۵)

پارت سیزده معلم سخت گیر منکوک: یعنی انقدر خواب بهت فشار آور...

پارت چهارده ا/ت: کوک کوک: جانا/ت: میشه نمره من و ساشا رو بگی...

بچه ها من پارت دوازده رو گذاشتم ویسگون پاک کرده

پارت یازده معلم سخت گیر منکوک: اوف ا/ت: کوک من بیشتر میخوام ...

Part 14

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط