{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی؟

گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی؟

خواب و سرابی...

گفتی که منم با تو،ولیکن تو نقابی

اما تو نقابی

فریاد کشیدم تو کجایی؟تو کجایی؟

گفتی که طلب کن تو مرا،تا که بیابی



چون همسفر عشق شدی،مرد سفر باش

مرد سفر باش

هم منتظر حادثه،هم فِکر خطر باش

فِکر خطر باش...



هر منزل این راه بیابان هلاک ست

هر چشمه سرابی ست که بر سینه ی خاک ست

در سایه هر سنگ،اگر گُل به زمین ست

نقش تن ماری ست که در خواب کمین ست

در هر قدمت خار،هر شاخه سَرِ دار

در هر نفس،آزار،هر ثانیه،صدبار!!



چون همسفر عشق شدی،مرد سفر باش

مرد سفر باش

هم منتظر حادثه،هم فِکر خطر باش

فِکر خطر باش...



گفتم که عطش می کُشدم در تب صحرا

گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا!!

گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست

گفتی چو شدی تشنه ترین،قلب تو دریاست!!

گفتم که در این راه کو نقطه ی آغاز؟

گفتی که تویی،تو خودپاسُخ این راز...



چون همسفر عشق شدی،مرد سفر باش

مرد سفر باش

هم منتظر حادثه،هم فِکر خطر باش

فِکر خطر باش...
دیدگاه ها (۱)

شبتان خوش

گجه لر فیکرینن یاتا بیلمیرمبو فیکری باشیمنان آتا بیلمیرمگجه ...

ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارماز ...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

Yuna and school number 7 (part ¹⁴ )با خنده ای گفتم :_.«بله ؟...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:27یونگی:باید ببریمش بیما...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

بعضی از شوخی ها اصلا قشنگ نیست که متاسفانه بیشتر از طرف آقای...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴یک هفته بعد...یونگی کم...

آخرین بحث پارت ۲۱

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط