{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شهریور"

"شهریور"
شاید مردی عاشق است که
خسته از سرزنش های تابستان
مصمم به انتظار پاییز نشسته است
تا دستهای "مهر" را بگیرد و
آرام در گوشش زمزمه کند
که چقدر بی اندازه دوستش دارد...

باران_جهانگرد

#زیبا
دیدگاه ها (۷)

گفتم "عصاي دست" تو باشم ولي چه سود.."زخم زبان" خلق 🍂شنيدي بر...

زندگی قالی بزرگیستداراین جهان راخدابپاکردهرکس گره ای میزندکه...

.💕بعدا؟ بعدا وجود ندارهبعدا چای سرد میشهبعدا آدم پیر میشهبعد...

با دست‌های لرزانش برایم چای می‌ریزدچه عطر و مزه‌ی دل انگیزی ...

ابدیت خونین:: ( زخم های ماندگار) فصل اول پارت ۱. (بالاخره😭...

پارت ۱۹میناتو سنسه و اوبیتو کمک کردند تا دست و پای رین و کاک...

اهوی ریز پا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط