سکوت، بوی تعفن، اتاق تاریکی
سکوت، بوی تعفن، اتاق تاریکی
صدای ضجه ی زن از مجار باریکی
حلول درد در میان جسم تا خورده
نفیر خیانت، دروغ، روح جا خورده
حساب سرانگشتی از ریال-های کثیف
و درد وُ غصه و فقر، روزگار سخیف ...
صدای در، قدمی سست یا پر از تشویش
زنی که میشِمرد پولِ حاصلِ تن خویش
عجب کم است پولهای وا مانده
برای کودکِ بیمارِ از همه رانده
زمین، زمان وُ همه در هجوم استکبار
تن نحیف زنی در شروع پر تکرار
دوباره بوق، توقف، دوباره یک ویراژصدای خندهی رذلانه،
درد پر تیراژسکانس آخر این قصههای تکراریست
شروع فاحشگی از حضور اجباریست
نبض فاحشه
صدای ضجه ی زن از مجار باریکی
حلول درد در میان جسم تا خورده
نفیر خیانت، دروغ، روح جا خورده
حساب سرانگشتی از ریال-های کثیف
و درد وُ غصه و فقر، روزگار سخیف ...
صدای در، قدمی سست یا پر از تشویش
زنی که میشِمرد پولِ حاصلِ تن خویش
عجب کم است پولهای وا مانده
برای کودکِ بیمارِ از همه رانده
زمین، زمان وُ همه در هجوم استکبار
تن نحیف زنی در شروع پر تکرار
دوباره بوق، توقف، دوباره یک ویراژصدای خندهی رذلانه،
درد پر تیراژسکانس آخر این قصههای تکراریست
شروع فاحشگی از حضور اجباریست
نبض فاحشه
- ۷۱۹
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط