سلام ...
سلام ...
گاهگاهی اگر
در لابه لاي این سطرها
صداي خنده اي شنیدي
تعجب نکن.
من که رسیدم سندِ عشقت، خورده بود به نام دیگري.
شکر!
دیگر نگران خیانتت نیستم،
قبل از آمدنم
خیانتت را کرده بودي...
اما..فراموش نکن...
هرچه کنی
باز هم
تنها تو می مانی برایم
حتی اگر شده
به صورت سردردهاي مکررِ شبانه...
از آن روز که چشمانت
دلم را پرواز آموخت،
هربار
اوج نگرفته، سقوط کرد...
بیچاره دلم!
هر روز
سقوط را تجربه می کند
و باز هم
می پندارد که پرواز می کند....!
ماهکم
بالاخره آن شب،
چیزي گفتی
که ناچار شدم
بقیه ي شعرم را خط بزنم...
اکنون...افسوس...
در اتاق خودم هم
باید حالاحالاها بگردم
براي پیدا کردن جایی براي مردن
از بس كه
حجمش پُر شده
از تنهايى....
گاهگاهی اگر
در لابه لاي این سطرها
صداي خنده اي شنیدي
تعجب نکن.
من که رسیدم سندِ عشقت، خورده بود به نام دیگري.
شکر!
دیگر نگران خیانتت نیستم،
قبل از آمدنم
خیانتت را کرده بودي...
اما..فراموش نکن...
هرچه کنی
باز هم
تنها تو می مانی برایم
حتی اگر شده
به صورت سردردهاي مکررِ شبانه...
از آن روز که چشمانت
دلم را پرواز آموخت،
هربار
اوج نگرفته، سقوط کرد...
بیچاره دلم!
هر روز
سقوط را تجربه می کند
و باز هم
می پندارد که پرواز می کند....!
ماهکم
بالاخره آن شب،
چیزي گفتی
که ناچار شدم
بقیه ي شعرم را خط بزنم...
اکنون...افسوس...
در اتاق خودم هم
باید حالاحالاها بگردم
براي پیدا کردن جایی براي مردن
از بس كه
حجمش پُر شده
از تنهايى....
- ۲۷۴
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط