{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا را در نگاه زنی دیدم که

خدا را در نگاه زنی دیدم که
خیر ندیده عشق بود اما دست نمی شست از
ذات عشقی که در دلش ریشه دوانده بود
همان مادری که
چشم عشقش همیشه پر آب بود
اما
عشق را به کودکش هدیه میداد تا
آبروی خدا نریزد پیش چشم دنیایی که
دل سپرده هوس است..
خدارا با زنی شناختم که
گرچه آه در بساط دل نداشت
اما
بدهکار نبود به دنیا ،
به زندگی
به خویش
عشقی را
که از خودش دریغ گشته بود .....
دیدگاه ها (۲)

آدمهايى هستند در زندگيتان؛ نمي گويم خوبند يا بد..چگالى وجودش...

سلام ...گاهگاهی اگردر لابه لاي این سطرهاصداي خنده اي شنیدي ت...

به ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻱ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ...ﻧﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩﺩﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﺳﺖﺁﻏﻮﺵ ﺑﺎ ﺁﻏﻮﺵ...

کارنامه در زمان ما:بیست،دوازده،ده،مردودکارنامه در حال حاضر:ع...

خدا را در نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق بود اما دست ...

خدا را در نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق بود اما دست ...

خدا را در نگاه زنی به جا آوردم که خیر ندیده ی عشق بود اما دس...

خدا را در نگاه زنی به جا آوردم که خیر ندیده ی عشق بود اما دس...

خدا را در نگاه زنی به جا آوردم کهخیر ندیده ی عشق بود ... اما...

برای حضرت مادرخدا رادر نگاهِ زنی به جا آوردم کهخیر ندیدۀ عشق...

تولدمبهانه اےشد براے ازمادر نوشتن ...مادرے که خدا را در نگاه...

می خوام طرفدارای علی بابا بترکونن با این متن:سلامتی خدای دیس...

می خوام طرفدارای علی بابا بترکونن با این متن:سلامتی خدای دیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط