{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦
✯part:⁵⁰
فردا شب مراسم تشییع جنازه اریک بود جنا و تهیونگ همه کار ها رو کرده بودن اونا هر دو ناراحت بودن جنا خیلی گریه کرده بود و تهیونگ کنارش بود
خانواده اریک آسیب دیده فقط گریه میکردن از اون به بعد جنا خانواده اریک رو خانواده خودش میدونست و حواسش بهشون بود
غم ادامه داشت ولی نکته مثبتش مرگ مین‌سوک بود جنا دلش برای مین‌سوک می‌سوخت ولی بعد از مرگ اریک دیگه حتی نیم نگاهی هم به مین‌سوک ننداخت
چند سالی گذشت جنا و تهیونگ حالا یه دختر خوشگل و مهربون داشتن که به خوشگلی و شجاعت جنا بود و رفتارش و کار هاش مثل تهیونگ
بالاخره به آرامش رسیده بودن تهیونگ هنوز هم گاهی درگیر کار میشد ولی بعد از اینهمه ماجرا که باهم عبور کردن دیگه هیچی نمی‌تونست خانوادشو ازش بگیره
⁦(⁠。⁠ノ⁠ω⁠\⁠。⁠)⁩
خوشگلای من به روم نیاید می‌دونم این فیک اصلا خوب نبود و براتون جذابیت نداشت یه دلیلش هم اینه که اولا زمانش خورد به یکسری مشکلات من که دیر پارت گذاشتم که حتی داستان خودمم فراموش کرده بودم ولی قول میدم داستان بعدی مون اینجوری نباشه بوس بهتون فعلا بای باییییییییییی ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
دیدگاه ها (۱۱)

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part: معرفیپارک لارا: دختری با مو ...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁴⁹ماشه کشیده شد ولی توسط اریک قصد کشتن مین‌...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁴⁸جنا همین طور بورام رو آماده میکرد و بورام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط