{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦
✯part:⁴⁸
جنا همین طور بورام رو آماده میکرد و بورام از روزش تعریف میکرد که تهیونگ وارد اتاق شد
بورام: داداشییییییی
بورام با لباس خوشگلش دویید طرف تهیونگ و بغلش کرد تهیچنگ لبخندی زد و بوسه ای روی سر بورام گذاشت
تهیونگ: پرنسس آماده شدی؟ مهمون ها دیگه کم‌کم رسیدن
بورام: آبجی جنا مو هام رو ببنده‌ آماده آماده‌ام
جنا: بیا اینجا بیا
بورام روی تخت نشست جنا شروع کرد به شونه کردن مو های بورام
شب هم گذشت همه چیز خوب پیش می‌رفت تهیونگ‌ کنار جنا وایمیساد و با‌ حالت مالکیت گرانه کمر جنا رو گرفته بود بقیه میومدن و صحبت میکردن
شب عالی گذشت و جنا هم با تهیونگ برگشتن خونه فردا صبح تهیونگ و جنا از اریک باز جویی کردن و متوجه شدم درست فکر میکردم تمام مدت اریک مجبور به همکاری بوده چون مین‌سوک با خانواده اش تهدیدش کرده بود.
جنا و تهیونگ اریک رو استخدام کردن و بعد باهاش کار کردن اریک پول خوبی می‌گرفت و به خانواده کیم وفادار بود
یه روز تهیونگ و جنا همراه اریک رفتن تا مین‌سوک رو بگیرن تا تاوان همه کار هاش رو بده اون روز همه چیز بنظر خوب پیش می‌رفت افراد تهیونگ‌ خوب و حرفه ای تونستن مین سوک رو گیر بندازن ولی در آخر مین‌سوک با حرکت ماهرانه ای جنا رو گرفت و اصلحه رو روی سرش گذاشت
مین‌سوک: تکون نخورید
تهیونگ با دیدن صحنه دست هایش کنارش مشت شد بدنش یخ زد و با دیدن صحنه لرزید
مین‌سوک: به همه افرادت بگو برن و اگر نه این عروسک رو میکشم
تهیونگ به همه علامت داد که برن اریک هم برگشت و بیرون رفت ولی جون رئیسش جنا براش مهم بود پس از در پشتی وارد شد و رفت طبقه بالا و درست بالای سر مین‌سوک وایساد
تهیونگ با خشم اعصبانیت به مین‌سوک نگاه کرد
تهیونگ: دستت رو بکش
مین‌سوک خندید و اصلحه رو به شقیقه جنا فشار داد
مین‌سوک: احمق تنها چیزی که میخواستم این دختر بود و حالا که نمیتونه برای من باشه پس برای هیچ کس هم نباید باشه
بلافاصله ماشه رو کشید و...
⁦(⁠ʘ⁠ᴗ⁠ʘ⁠✿⁠)⁩
سلام خوشگلا فیک داره تموم میشه و باید منتظر فیک بعدی مون باشید الان میرم چک میکنم ببینم کدوم داستان درخواست بیشتری داره ✨🫶🏻
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
دیدگاه ها (۲۰)

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁴⁹ماشه کشیده شد ولی توسط اریک قصد کشتن مین‌...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁵⁰فردا شب مراسم تشییع جنازه اریک بود جنا و ...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁴⁷صبح زود جنا و تهیونگ بعد از کلی بازی و شی...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:⁴⁶سوار ماشین شدن و تهیونگ مشغول رانندگی شد ...

p17عصر روز بعد...تهیونگ دوباره وارد آتلیه شد.صدای آرام کشیده...

p3صبح روز بعد...جنا تازه وارد آتلیه شده بود که هانا با عجله ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط