{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این جماعت همه شان سنگ به دیوانه زدند

این جماعت همه شان سنگ به دیوانه زدند
ترس دیوانه کند خیس شبی بسترشان
اهل مردی و مرامند به ظاهر اما
عشقشان را بفروشند به سیم و زرشان



SAHAR
دیدگاه ها (۴)

در سطل اشغال زندانبه روزهایی کهخلاف جهت رودخانه شنا میکردندف...

دیالوگی ماندگار از کتاب"" سپس هیچکدام باقی نماندند ""دکتر: ب...

یک عکّاس مشهور در کتابش نوشته بود: «یک عکس فوق‌العاده، نتیجه...

ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مستما بی‌ تو خسته‌ایم...تو ب...

﷽⚫درد مشترک...▪️ من مُشتی سنگ و خاکم، سوت و کور و بی‌زائر، ا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حتی ظهورِ نظم و نیز کن...

معرفی نامه : RESPECT OR DIE

🚩 امثال خاتمی، روحانی، مرعشی و ... اولین نسخه غربزده‌های واد...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

بله اینجوریاست😎..خداست دیگراصلا خوشش می‌آید تحقیر کند کسی که...

قلبی در قلمرو دشمنپارت یک — آغاز بازیباران آرامی روی خیابان‌...

وارث ماه خاموش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط