{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART⁵⁰

(نایون+)(جونگکوک–)
+میدونی که اسم توی آینده بچه هامون تاثیر میزاره پس باید یه چیزی باشه که معنی خیلی خوبی بده!
–اوهوم...دوتا اسمی که معنی هاشون شبیه همه جیهه و جی وو عه...دوتاش میشه خرد و دانایی...اما هارین هم معنیش قشنگه میشه هدیه آسمانی به هر حال لوبیا کوچولو های ما هم هدیه ان!
+اوه انتخاب اسم خیلی سخته...نمی‌دونم!همه اسم ها قشنگن اما نمی‌دونم کدومشون به درد لوبیا کوچولو هامون میخوره!
–باید دوتا اسم خوب و قشنگ انتخاب کنیم!لوبیا کوچولو های ما لیاقت بهترین اسم ها رو دارن!
+جونگکوک...جیهه و جی وو قشنگه ولی هم زیاد صداشون جالب نیست و یه کم هم قدیمیه...نظرت درمورد هارین و...
نایون کمی فکر کرد تا به اسم برای اون یکی لوبیا شون هم انتخاب کنن...
–سورین!هارین و سورین!
+آره...خیلی خوشگله...هم معنی قشنگی دارن هم صدای قشنگی...
جونگکوک شروع کرد به امتحان کردن اسم بچه ها با فامیل خودش
–جئون هارین،جئون سورین...عالیه!اسم ها انتخاب شدن!
جونگکوک با رضایت گفت و گوشش رو روی شکم نایون گذاشت...با اینکه صدای ضبط شده ضربان قلبشون رو داشت میخواست دوباره خودش حسش کنه...صدای خیلی کمی رو شنید و باعث شد لبخند بزنه...
–سلام هارین،سلام سورین!زودی به دنیا بیاید!آپا منتظرتونه
نایون به این حرکت جونگکوک خندید...بعد از چند مین جونگکوک سرش رو از روی شکم نایون برداشت و به نایون نگاه کرد
–تو بهترین هدیه رو به من دادی!
+اما تو هم بهترین هدیه رو دادی...بدون تو که من نمی‌تونستم...
جونگکوک خندید و نایون حرفش رو ادامه نداد...
–حالا که جنسیت بچه ها رو می‌دونیم پس باید بریم براشون لباس و اسباب بازی بخریم!اتاقشون الان خیلی سادست!
+اوهوم...اما امروز من خیلی خسته ام...
–فردا میریم!
+عالیه!
اون روز زیبا و گرمشون به پایان رسید و روز بعد آغاز شد...جونگکوک طبق عادت زودتر بیدار شد...مشغول درست کردن گیمپاپ برای صبحانه شد و بعد از اینکه غذا رو درست کرد برگشت به اتاق خواب و پرده ها رو زد کنار و رفت روی تخت نشست و موهای نایون رو نوازش کرد و صداش زد...
–عزیزم؟صبحه...پاشو صبحونه بخوریم و بریم خرید...
نایون توی جاش تکون خورد و چشماش رو کمی باز کرد اما به دلیل زیاد بودن نور خورشید پتو رو کشید روی سرش...
+می‌خوام بخوابم!
–عزیزم ساعت 8 به اندازه کافی خوابیدی...امروز کلی کار جالب هست که باید انجام بدیم پس پاشو!
+فقط یک ساعت دیگه...
نایون واقعا میخواست یک ساعت دیگه بخوابه اما صدای شکمش که ندا از گرسنگی میداد توی جاش نشست
+گفتی صبحونه رو درست کردی؟
–اوهوم
+پس بیا بریم صبحونه بخوریم!
نایون دستش رو دراز کرد تا جونگکوک‌ کمکش کنه بیاد پایین...جونگکوک خندید و دستش رو گرفت و کمکش کرد... جونگکوک دوست داشت الان هم نایون رو بغل کنه اما به خاطر بچه ها و اشتهای بیشتر نایون...یه کم وزن نایون بیشتر شده بود و جونگکوک نمیتونست دیگه به راحتی از پله ها ببرتش بالا و پایین پس فقط به گرفتن دستش اکتفا میکرد...نایون در حالی که دست جونگکوک رو گرفته بود،از پله ها پایین میومد و جونگکوک حواسش بود تا نایون نیفته...وقتی بلاخره رسیدن طبقه اول...جونگکوک نایون رو به سمت میز غذاخوری که چیده بود برد و کمکش کرد بشینه و هردو مشغول خوردن صبحانه شدن...الان حتی حجم صبحانه ای که باید درست میکردن هم بیشتر شده بود ولی برای هیچ کدومشون اهمیتی نداشت...چیزی که مهم بود رشد بچه هاشون بود!بعد از صبحانه هردو آماده شدن و رفتن سمت فروشگاه...توی فروشگاه جونگکوک و نایون هرچیزی که رنگ صورتی داشت و خوششون میومد رو میخریدن...حتی نمیدونستن این همه لباس برای بچه هاشون توی نوزادی لازم هست یا نه فقط میخریدن تا در آینده لباس کم نیارن هرچند اون دو نمیدونستن به خاطر تغییر سایز بچه ها توی همون نوزادی اون حجم زیاد بود اما هردو خوشحال بودن که میتونن یه خانواده شاد داشته باشن...لحظات زود می‌گذشت...هر روز چیزهای متفاوت می‌خریدن و اتاقشون رو دیزاین میکردن... نایون کم کم به ماه آخر بارداریش نزدیک شد و انجام خیلی کارها تقریباً غیرممکن یا سخت شد اما جونگکوک تنهاش نزاشت و توی همه اون ها کنارش بود...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
این پارت هیچ شرطی نداره🌷
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۰)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵¹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁸(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط