مادر"
مادر"
دلنوشته ای بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتیم و در سکوتی زیبا محو شد.
خدا را نقاشی کردیم و خدا به شکل بوسه های مادر بر پیشانی بود.
در وقت دقیقه های صفر شده تنهایی
گه گاهی سر بزنیم
به دل تنها و غمزده یک مادر
بوسه ای از سر عشق و راز
مثل همان لحظه کودکی
پر از نیاز
بزنیم بر دست پر چینش
و گلی بیاویزیم بر مهرش
که چه باشد
چه نباشد
خاطرات
بوی نفسش را خواهد داد...
♣
دلنوشته ای بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتیم و در سکوتی زیبا محو شد.
خدا را نقاشی کردیم و خدا به شکل بوسه های مادر بر پیشانی بود.
در وقت دقیقه های صفر شده تنهایی
گه گاهی سر بزنیم
به دل تنها و غمزده یک مادر
بوسه ای از سر عشق و راز
مثل همان لحظه کودکی
پر از نیاز
بزنیم بر دست پر چینش
و گلی بیاویزیم بر مهرش
که چه باشد
چه نباشد
خاطرات
بوی نفسش را خواهد داد...
♣
- ۶۱۷
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط