{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان بغلی من

رمان بغلی من

پارت ۵۹

یاشار: اوخی منم اولش این بودم تو ام همینی

ارسلان: یعنی واقعا به دیانا دل دادم نه من بد میخورم از عشق یعنی میشه با حرف یاشار رفتم تو فکر دو راهی عاشقشم یا نه گزینه اول به دلم بیشتر می‌میچسبید

یاشار: کجایی گل خوردی

ارسلان: تو ام سو استفاده کنا اصلا من بازی نمیکنم

یاشار: باشه اون گل و قبول نمی‌کنیم

ارسلان: یکم بازی کردیم بعد رفتیم خوابیدیم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶۰یاشار:راحتی شلوار اذیتت نمیکنه ارسلان: نه دستت درد نک...

رمان بغلی من پارت ۶۱ارسلان:شرمنده دیانا: سری تکون دادم و به ...

رمان بغلی من پارت ۵۸دیانا: آقا ارسلان اگر چیزی لازم داشتید ت...

رمان بغلی من پارت ۵۷ارسلان: از اینه نگاهی به عقب کردم روی صن...

رمان عشق مافیا پارت 3 از زبان ا/تگفتم : جیمین خدا چیکارت کنه...

Love in the dark⑦⑤چانهی: چرا گریه میکنی؟ حرف بزن این وقت شب ...

هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط