spyfamily
spy×family
فصل•۳•پارت•۲۶•
بریم سراغ دختر خانم درسته؟
خب بگو ببینم اسمت چیه ؟
آسامی: آسامی دزموند
مرد: میتونی آدرس خونه تون رو بگی؟
آسامی: (آدرس قصر رو میده 🤣)
همه شاخ درآوردن از مانی تاکس بودن اونا
و کلی سوال پیچ میکنن بدبخت رو
مرد: دوست داری در آینده چکار کنی؟
آسامی: شغل بابایی رو ادامه بدم..
مرد: خب افرین.... راستی داداشت چند سالشه ؟
آسامی: ۴ سالشه اسمش ایتسوکیه...
دامیان یه نیشخند رضایت بخش میزنه...
خلاصه که مصاحبه هم تموم میهشه و آسامی قبول میشه
نویسنده:(چیه؟نکنه انتظار داشتی قبول نشه؟)
خلاصه کههه.......
میگذره و میگذره.
روز اول مدرسه.....
فصل•۳•پارت•۲۶•
بریم سراغ دختر خانم درسته؟
خب بگو ببینم اسمت چیه ؟
آسامی: آسامی دزموند
مرد: میتونی آدرس خونه تون رو بگی؟
آسامی: (آدرس قصر رو میده 🤣)
همه شاخ درآوردن از مانی تاکس بودن اونا
و کلی سوال پیچ میکنن بدبخت رو
مرد: دوست داری در آینده چکار کنی؟
آسامی: شغل بابایی رو ادامه بدم..
مرد: خب افرین.... راستی داداشت چند سالشه ؟
آسامی: ۴ سالشه اسمش ایتسوکیه...
دامیان یه نیشخند رضایت بخش میزنه...
خلاصه که مصاحبه هم تموم میهشه و آسامی قبول میشه
نویسنده:(چیه؟نکنه انتظار داشتی قبول نشه؟)
خلاصه کههه.......
میگذره و میگذره.
روز اول مدرسه.....
- ۲.۹k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط