{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایت

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایت
انداخته ام چشم سیه زیردوپایت


نقش رخ توحک شده برلوح خیالم
ای جان و دل و چشم و سر و تن به فدایت


یک عمرنشستم که قدم رنجه نمایی
حالاچه کنم باهمه ی ناز و ادایت

خواندند دو مرغ قفس از عشق برایم
اما نرسد چهچه بلبل به صدایت


شدقبله گهم عطرتن ویادحضورت
خاک قدمت مهرم و تسبیح دعایت

باآنکه شکستی توبلورانه دلم را
بی پرده بگویم به سرم هست هوایت
دیدگاه ها (۲)

ﻛﺎﺵ ﻣﻲ ﺷﺪ ﺑﻐﺾ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻮﻫﺮ ﺁﺑﻲ ﻧﻮﺷﺖﺍﻳﻦ ﻏﺰﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﺒﻲ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻣﻬ...

با عکسهایت گفتمان را دوست دارمتکرار شعر " شد خزان " را دوست ...

در قلب من خسته بجز تو احدی نیست هر کس که بیاید به قیاست عددی...

بعضی وقتهاکسی در زندگیت هستکه اصلا لازم نیست تو را در آغوش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط