Paet
Paet4۰
ته ویو
خواب بودم دیدم یکچیزی پرت شد روم هم سنگین بود هم سنگین نبود از خواب بلند شدم دیدم ات افتاده روم سرشم گزاشته رو سینم
ات:ته ته دوستت دالم(خواب کیوت)
ته: ننم دوستت دارم
ات:نه دوست داشتن من فرق داره(خواب کیوت)
ته:ها؟
ات:کی میخوای بیای بهم درخواست بدی دوست پسرم شی؟ها؟(خواب کیوت)
ته:هروقت تو بخوای(خنده)
ات:اول نزدیک لونا نشو(اخم کیوت)
ته:فعلا بخواب تو خواب حرف میزنی
ات: اما من بیدارم(پاشد)
ته:حرفات جوی بود(تهجب)
ات:خودت چی فکر میکنی(باز خوابید رو سینه ته)
پرش زمانی به فردا صبح.......................................................................
ات ویو
بیدار شدم ته پیشم نبود رفتم پایین درحال صحبت بودن لونا هم چسبیده به ته ولی اخم دلره یکدفعه ته هول شد
ته:چیره اوکیه چیز دیگه بسه پاشین بریم
نه: کجا( منگ کیوت)
هانا:بیاین بریم بیرون یکم
ات:بریممممم
مینهو:بیاین با من بریم
پرش زمانی به ساعت ۴ بعد از ظهر.....................................................
ته ویو
همه کارارو کرده بودیم همه حا خیلی خوشگل بود منو سوهو هم حاضر بودیم به مینهو گفتیم دخرهرو بیاره
ویو دخترا جز ات
همه حاضر بودیم با کلی تلاش برا نفهمیدن ات حاضرش کردیم الامم باید بریم اونجا خیلی دور یود ولی باید بریم
پرش زمانی به اونجاااااا........................................................
ات : اینجا شگفت انگیزهههه ته کجاستتتت؟
یکم رفتیم جلو تر که کلی بادکنک ریخت رو سرم آهنگ پخش شد خیلی خیلی حس توی کارتونارو داشت باورم نمیشد واقعا آخه اینجا الان چطوری اینحا کجاست چرا اینطوریه چرا تور روی منه چرا انقدر گیجم اون کیهدمیاد چرا میاد چرا همه جا تاریک شده فقط من تو تور آبی معلومه
که یکدفعه صورت ته معلوم شد و زانو زد
ته:کوچولوی من از وقتی فهمیدم خواهرم نیستی یک احساسی داشتم احساس خیلی خوبی بود ولی همه اون احساس به تو برمیگشت و فهمیدم عشق چیه تو اولین عشق منی و آخرین عشق من تو کسی هستی که عشق به من یاد دادی میخوام با همچین گسی تا آخر عمرم باشم لطفا این داداشت که دیگه داداشت نیست قبول کن لطفا
ات:من من عاشقتم (اشک از چشماش میاد)
ته:(بغلش گرفت چرخوندش)
عاشقتممممم
ات:منم همینطور همه کسم
یکدفعه کل دخترا اومدن یقه ته گرفتن
همه دخترا: یک ناره مو ازش کم شه پا میدونیم و تو
پایان خیالات خدوشی
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردین
ته ویو
خواب بودم دیدم یکچیزی پرت شد روم هم سنگین بود هم سنگین نبود از خواب بلند شدم دیدم ات افتاده روم سرشم گزاشته رو سینم
ات:ته ته دوستت دالم(خواب کیوت)
ته: ننم دوستت دارم
ات:نه دوست داشتن من فرق داره(خواب کیوت)
ته:ها؟
ات:کی میخوای بیای بهم درخواست بدی دوست پسرم شی؟ها؟(خواب کیوت)
ته:هروقت تو بخوای(خنده)
ات:اول نزدیک لونا نشو(اخم کیوت)
ته:فعلا بخواب تو خواب حرف میزنی
ات: اما من بیدارم(پاشد)
ته:حرفات جوی بود(تهجب)
ات:خودت چی فکر میکنی(باز خوابید رو سینه ته)
پرش زمانی به فردا صبح.......................................................................
ات ویو
بیدار شدم ته پیشم نبود رفتم پایین درحال صحبت بودن لونا هم چسبیده به ته ولی اخم دلره یکدفعه ته هول شد
ته:چیره اوکیه چیز دیگه بسه پاشین بریم
نه: کجا( منگ کیوت)
هانا:بیاین بریم بیرون یکم
ات:بریممممم
مینهو:بیاین با من بریم
پرش زمانی به ساعت ۴ بعد از ظهر.....................................................
ته ویو
همه کارارو کرده بودیم همه حا خیلی خوشگل بود منو سوهو هم حاضر بودیم به مینهو گفتیم دخرهرو بیاره
ویو دخترا جز ات
همه حاضر بودیم با کلی تلاش برا نفهمیدن ات حاضرش کردیم الامم باید بریم اونجا خیلی دور یود ولی باید بریم
پرش زمانی به اونجاااااا........................................................
ات : اینجا شگفت انگیزهههه ته کجاستتتت؟
یکم رفتیم جلو تر که کلی بادکنک ریخت رو سرم آهنگ پخش شد خیلی خیلی حس توی کارتونارو داشت باورم نمیشد واقعا آخه اینجا الان چطوری اینحا کجاست چرا اینطوریه چرا تور روی منه چرا انقدر گیجم اون کیهدمیاد چرا میاد چرا همه جا تاریک شده فقط من تو تور آبی معلومه
که یکدفعه صورت ته معلوم شد و زانو زد
ته:کوچولوی من از وقتی فهمیدم خواهرم نیستی یک احساسی داشتم احساس خیلی خوبی بود ولی همه اون احساس به تو برمیگشت و فهمیدم عشق چیه تو اولین عشق منی و آخرین عشق من تو کسی هستی که عشق به من یاد دادی میخوام با همچین گسی تا آخر عمرم باشم لطفا این داداشت که دیگه داداشت نیست قبول کن لطفا
ات:من من عاشقتم (اشک از چشماش میاد)
ته:(بغلش گرفت چرخوندش)
عاشقتممممم
ات:منم همینطور همه کسم
یکدفعه کل دخترا اومدن یقه ته گرفتن
همه دخترا: یک ناره مو ازش کم شه پا میدونیم و تو
پایان خیالات خدوشی
ممنونم از چرت و پرتام حمایت کردین
- ۲.۱k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط