{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا دلم

تا دلم
از بغض دردی می گرفت
مادرم را
ابر سردی می گرفت
غُصه تا
موی سپیدی می ساخت
روی ماهش
به چروکی می باخت
اشک تا
چشمه ی دردی می یافت
چشم مادر
تار و پودی می بافت
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنی مبتلایمبتلاگم شدن در خودبهنگام سما....................

وصف آنرا که ندانی مادر است بر زبان آن را نرانی مادر است گر ب...

توئی آهنگ رویایم تویی سوی تماشایم تویی زیبا ترین نغمه تو امر...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط