لحظه دیدار نزدیک است

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفکم را، دست!

آبرویم را نریزی، دل !
ای نخورده مست !
لحظه دیدار نزدیک است .
دیدگاه ها (۳)

آن که گیسـوی پریشـان تو را بست به هممن و دل را ز غم و هجر تو...

بد نیست که از ما خبری داشته باشیاز کوچه ی ما هم گذری داشته ب...

تو همانی که به قصرِ دل ِمن سلطانی تا ابد حک شده بر لوحِ دل...

با عشوه نگاهی به نگاهم کن و برگردآشفته ازآن چشم سیاهم کن و ب...

(بوسه ای در یک شب بارانی) ببین، این باران، شبیه گریه‌ی آسمان...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 113 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط