I Love you...
I Love you...
but I don't know...
How can I saying this...
to you.
Part:13
ویو میرا:
باورم نمیشد که تونستیم به هم اعتراف کنیم...
و اینکه از یونا هم انتظار همچین چیزی میرفت...
تو بغل هم بودیم که دفعه ای روکا از پشتمون در اومد...
&:اومده بودین اینجا بدون من؟؟؟
به هم اعتراف کنین هاااا؟؟؟
و تازه هم بغل کنین؟؟؟
خیانت کارا...
بعد از اینکه از شوک در اومدیم و بعد از یه نگاه کردیم و خندیدیم...
+:تو مگه خواب نبودی؟؟؟
&:نه مکه میشد تو همچین شب مهمی آدم بخوابه.
_:تعقیبمون کردی نه؟؟؟
&:دقیقا.
خب حالا بهم بگین عروسیتون کیه؟؟؟
+:یااا تازه پنج دقه است که بهم اعتراف کردیم.
_:منم باهاش هم نظر هستم😆😆.
و هر سه تایی خنده ای کردیم.
بعد از نیم ساعت گپ و گفت و گو رفتیم خونه هامون و لباس هامو عوض کردم و با کلی خوشحالی گرفتم خوابیدم.
ویو فردا صبح میرا:
از خواب ناز ساعت هفت به زور پاشدم...
رفتم دستشویی و بعد از انجام عملیات، دست و صورتم رو شستم و روتین دوستیم و انجام دادم و یه پیراهن مشکی با شلوار بگ مشکی پوشیدم و بعد از جوراب کفش نایکم رو پوشیدم با روکت صبحونه خوردم عینکم رو زدم و سوییچ و چلیپا و برداشتم.
از روکا خداحافظی کردم و در خونه رو باز کردم که...
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
شرط برای پارت بعدی:
۲ تا : لایک
۲ تا : کامنت
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن
but I don't know...
How can I saying this...
to you.
Part:13
ویو میرا:
باورم نمیشد که تونستیم به هم اعتراف کنیم...
و اینکه از یونا هم انتظار همچین چیزی میرفت...
تو بغل هم بودیم که دفعه ای روکا از پشتمون در اومد...
&:اومده بودین اینجا بدون من؟؟؟
به هم اعتراف کنین هاااا؟؟؟
و تازه هم بغل کنین؟؟؟
خیانت کارا...
بعد از اینکه از شوک در اومدیم و بعد از یه نگاه کردیم و خندیدیم...
+:تو مگه خواب نبودی؟؟؟
&:نه مکه میشد تو همچین شب مهمی آدم بخوابه.
_:تعقیبمون کردی نه؟؟؟
&:دقیقا.
خب حالا بهم بگین عروسیتون کیه؟؟؟
+:یااا تازه پنج دقه است که بهم اعتراف کردیم.
_:منم باهاش هم نظر هستم😆😆.
و هر سه تایی خنده ای کردیم.
بعد از نیم ساعت گپ و گفت و گو رفتیم خونه هامون و لباس هامو عوض کردم و با کلی خوشحالی گرفتم خوابیدم.
ویو فردا صبح میرا:
از خواب ناز ساعت هفت به زور پاشدم...
رفتم دستشویی و بعد از انجام عملیات، دست و صورتم رو شستم و روتین دوستیم و انجام دادم و یه پیراهن مشکی با شلوار بگ مشکی پوشیدم و بعد از جوراب کفش نایکم رو پوشیدم با روکت صبحونه خوردم عینکم رو زدم و سوییچ و چلیپا و برداشتم.
از روکا خداحافظی کردم و در خونه رو باز کردم که...
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
شرط برای پارت بعدی:
۲ تا : لایک
۲ تا : کامنت
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن
- ۱۹۰
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط