پارت

پارت ۲
ارسلان:غذا سفارش دادیم خوردیم در مورد ویدیو هم صحبت کردیم میخواستیم بریم خونه هامون که دیانا ماشین نداشت گفتم بیا من برسونمت گفت نه ممنون مزاحم نمیشم گفتم مزاحم چیه مراحمی اومد نشست ادرس خوننشو داد راه افتادیم یه خورده در مورد کاپل ویدیویی صحبت کردیم رسیدیم خدافظی کردیم منم راه افتادم سمت خونه رسیدم رفتم دوش گرفتم لباسم و عوض کردم نشستم رو تخت
دیانا:رسیدم خونه رفتم لباس عوض کردم گوشیمو زدم شارژ رفتم فیلم دیدم
فیلم تموم شد رفتم تو گوشیم پیامامو چک کردم ارسلان اسمس داده بود(ارسلان شماره همه بچه ها رو گرفته بود)
زده بود رسیدی شبه نگران شدم زدم اره تو رسیدی اونم گفتی اره بعد گفتم کاری نداری گفتم نه خدافظی کردیم تا فردا خیلی خسته بودم تصمیم گرفتم بخوابم رفتم مسواک زدم و خوابیدم
ارسلان:میخواستم برم بخوابم رفتم مسواک زدم و خوابیدم
دیدگاه ها (۵)

نیکام

پارت ۳دیانا:با الارم گوشیم بیدار شدم دیدم ارسلان پیام داده ن...

پارت ۱دیانا:تو کافه با بچه های اکیپ نشسته بودیم نشسته بودیم ...

اون رومان قبلی اشتباه بود رومان جدیدو سه پاراتشو امروز میزار...

رمان بغلی من پارت ۸۰.... چند ساعت بعد ....دیانا: چشامو باز ک...

رمان بغلی من پارت ۶۶ ارسلان: بخدا چیزی نیست پنبه رو آغشته به...

رمان بغلی من پارت ۱۲۱و۱۲۲و۱۲۳ارسلان: محکم گوشه ای از ل*شو بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط