{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندوه اولين كلمه ات را به ياد داري؟ كه گفته بودي و غمِ تو

اندوه اولين كلمه ات را به ياد داري؟ كه گفته بودي و غمِ تو غمِ من شده بود؟
شوق اولين سلامت را يادت هست؟ كه شادي تو شادي من شده بود؟
و بعد از آن، من كه با قدم هاي تو راه رفته بودم و با چشم هاي تو ديده بودم و مثل قلب تو دنيا را دوست داشته بودم را چي؟
يادت نيست؛ ولي واقعيت ماجرا با فراموشكاري تو عوض نمي شود؛ اتفاق، افتاده است و حالا من دانه ي تمشك سرخي هستم روي پيراهن سفيدت؛ اگر توانستي، برو...
دیدگاه ها (۴)

‌از جهان دو بانگ می آید به ضد تا کدامین را تو باشی مستعدآن ی...

٥٠ سال پيش، هيچي توي دست و بال نداشتي براي ديدن آدمها، جز ا...

يكبار هم در تقاطع آن خيابان وسط شهر كه اسمش را نمي دانم، ديد...

چاي را كه در قهوه خانه ي كنار مرداب خورديم، به عادت هميشه سك...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۶🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آروم به بدنم نزدیکش کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط