پارت دهم_ #خوناشام_جذاب_من
پارت دهم_ #خوناشام_جذاب_من
ات:ترسیده بودم ...جونگ کوک رو بیدار کردم
ات:ههی جونگ کوکااا اونجا روو اون خوفاشو چشاش قرمزه میترسممممم
جونگ کوک:چیههه؟ اونجا که چیزی نیست
ات:الان پر زد رفت..به خدا باور کن اونجا بود
جونگ کوک:پفففف خبالاتی شدی حتما
ات:پففف یاا میگم واقعا اونجا بود
جونگ کوک:باشه...(به گردن ات نگاه میکنه)
ات:چ..چیه؟
جونگ کوک:(هیچی نمیگه و به گردن و ل/ب های ات نگاه میکنه)
ات:بلند میشم و میشینم که جونگ کوک به سمتم میاددستمو میگیره و سرش رو به صورتم نزدیک میکنه...
ات:ج.جونگ کوک..تو که ن...نمیخوای..منو..ب..ببوسی؟(با لکنت)
جونگ کوک:شاید کوچولو
ات:یااا...جونگ کوک الان وقتش نیست نکنن(چشاشو میبنده)
جونگ کوک:الان خیلیم وقت خوبیه کوچولو
ات:(ترسیده بودم چشامو بستم )
جونگ کوک:(به سمت گردنش میره و ازش ک/ی/س م/ا/ر/ک میگیره )
ات:هین ارومی کشیدم گردنم درد میکرد.. که دست از بوسیدن گردنم برداشت
جونگ کوک: دیگه از گردنش کیس مارک نگرفتم ولش کردم اخر سری یه لیسی به گرنش زدم و محکم بغلش کردم و خوابیدم
ات:یه چن ربع دیگه منم خوابم برد...
ویو صبح....
ات:وقتی بیدار شدا بودم جونگ کوک رفته بود..منم رفتم یه دامن کوتاه و سیاه خوشگل پوشیدم (عکس میدم )جلوی ایینه که رفتم موهام رو شونه گنم رد دندونای جونگ کوک که دیشم گردنمو بوسید مونده بود...خجالت کشیدم الان برم پایین میبینن اخههه که یهو
ادامه دارد:-)
حمایت شه لطفا🥺❤️
ات:ترسیده بودم ...جونگ کوک رو بیدار کردم
ات:ههی جونگ کوکااا اونجا روو اون خوفاشو چشاش قرمزه میترسممممم
جونگ کوک:چیههه؟ اونجا که چیزی نیست
ات:الان پر زد رفت..به خدا باور کن اونجا بود
جونگ کوک:پفففف خبالاتی شدی حتما
ات:پففف یاا میگم واقعا اونجا بود
جونگ کوک:باشه...(به گردن ات نگاه میکنه)
ات:چ..چیه؟
جونگ کوک:(هیچی نمیگه و به گردن و ل/ب های ات نگاه میکنه)
ات:بلند میشم و میشینم که جونگ کوک به سمتم میاددستمو میگیره و سرش رو به صورتم نزدیک میکنه...
ات:ج.جونگ کوک..تو که ن...نمیخوای..منو..ب..ببوسی؟(با لکنت)
جونگ کوک:شاید کوچولو
ات:یااا...جونگ کوک الان وقتش نیست نکنن(چشاشو میبنده)
جونگ کوک:الان خیلیم وقت خوبیه کوچولو
ات:(ترسیده بودم چشامو بستم )
جونگ کوک:(به سمت گردنش میره و ازش ک/ی/س م/ا/ر/ک میگیره )
ات:هین ارومی کشیدم گردنم درد میکرد.. که دست از بوسیدن گردنم برداشت
جونگ کوک: دیگه از گردنش کیس مارک نگرفتم ولش کردم اخر سری یه لیسی به گرنش زدم و محکم بغلش کردم و خوابیدم
ات:یه چن ربع دیگه منم خوابم برد...
ویو صبح....
ات:وقتی بیدار شدا بودم جونگ کوک رفته بود..منم رفتم یه دامن کوتاه و سیاه خوشگل پوشیدم (عکس میدم )جلوی ایینه که رفتم موهام رو شونه گنم رد دندونای جونگ کوک که دیشم گردنمو بوسید مونده بود...خجالت کشیدم الان برم پایین میبینن اخههه که یهو
ادامه دارد:-)
حمایت شه لطفا🥺❤️
- ۶.۳k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط