{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم یه زانتیا اومد کنارم گفت:دار

تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم یه زانتیا اومد کنارم گفت:داری لایی میکشی؟گفتم نه دارم واست عربی میرقصم.
.
.
.
.
.
.
گفت : کنترل نامحسوسم بزن بغل شاباشتو بدم!
دیدگاه ها (۲)

روایت داریم پسره داشته با دختره تو یاهو چت میکرده.... پسر : ...

به دختره میگم “زرگر” رو با کدوم “ز” مینویسن؟ میگه با “ز” یه ...

دختره PM ﺩﺍﺩﻩ :ﮐﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ؟ ﮔﻔﺘﻢ:ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﮔﻔﺖ:ﺧﻮﻧﺘﻮ...

واکنش کودکان ب کتک در ایران و خارج: خارج:جیغ...داد...گریه......

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

دلبر جانم 💖همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که تورو دار...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

دلبر جانم 💖 pari 🫂همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که ت...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

عاشقت نیستم 🥀پارت 67ــــ داری چه غلطی میکنی؟! چرا بوسم کردی؟...

shede and shineپارت 7ویو یوری چشامو باز کردم ...... همه چی ی...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط