چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد

چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد

یک کلام ای کاش می شد بین ما رد و بدل
بی وکیل و بی مدافع پای دل زنجیر کرد

هر تلاشی پوچ و پوشالیست وقتی ناگهان
آس دل را حکم لازم حاکم تقدیر کرد

یک نفر ای کاش می شد می نشست و می شنید
تا بگویم چشم آهویش چه با این شیر کرد

مطمئنم آسمان هم وام دار چشم اوست
موج را باید که با گیسوی او تفسیر کرد

چوبه ی دار سکوتم را به پا کردم،بس است
بیش از این دیگر نباید دست دست و دیر کرد

من فقط مشکوک اینم او هم آیا مثل من
چشم چرخاند و نگاهش در نگاهم گیر کرد؟
دیدگاه ها (۱۲)

گفتی بیا، گفتم کجا؟ گفتی میان جان ماگفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی ...

در دلــم شوق پریدن نیست، باید پرکشید!قلبم ازاین عشق روشن نیس...

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند دیده ا...

فانوس نمیخواهد، از نور تو مهتابم آرام تر ای امواج، من معنی ...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

black flower(p,328)

زخم کهنه پارت ۳۷ و کوچولوعه !!! نباید نگران من باشی باشه اصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط