در دلم شوق پریدن نیست باید پرکشید

در دلــم شوق پریدن نیست، باید پرکشید!
قلبم ازاین عشق روشن نیست، باید پرکشید

قهــوه‌ی سرد نگاه تــو بدون قند عشق
کمتر از خونابه خوردن نیست‌، باید پرکشید

چشم‌هایت تا که شد در شعرمن شأن نزول
آیه‌ای از اشک ایمن نیست، باید پرکشید

نیست در جانــم توان دیدنت در بزم او
قلب صدچاکم از آهن نیست، باید پرکشید

بعدتو می‌میرم از این عشق اماچاره چیست!!
دیگر اینجا جای ماندن نیست، باید پرکشید
دیدگاه ها (۹)

بیستون بود و تمنای دو دوست.آزمون بود و تماشای دو عشق.در زمان...

پرسه مزن خیال من ، این همه در هوای اواین همه ناله سر مکن،...

گفتی بیا، گفتم کجا؟ گفتی میان جان ماگفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی ...

چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کردمن تقلا کردم اما او مرا تس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط