{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)
ف‍‌ص‍‌ل ¹؛ پ‍‌ارت ¹⁷ ادامش:)

اوکی و خوشگل رفتم پایین بچه ها محو دیدنم شدن و گفتن: کجاها محضر میری خوشتیپ کردی؟
امیر با این حرف سگ شدو ابرو هاش رفت توهم
_نع بابا میرم غذا بخرم برا شام
+دریا برات پول زدم
_نیاز نبود امیر داشتم
+حرف نباشه عشقم!
_مرسی
+بیا بدرقه ات کنم تا در‌بردمش و محو تماشای هم شدیم نه اون ازم چشم بر می‌داشت نه من، تا دریا اومد نزدیک و لی تو لب شدیم وقتی تموم شد مراق خودت باشی گفتم و رفت
_وای خیلی خوب بود کاش اومدم خونه برا ناراحت نشدنش بریم اتاق خلاصه داشتم میرفتم که یه مرده جلو رام سبز شد خیلی جذاب و خوشتیپ بود بنظر میومد پولدار باشه
_آقا بیاین کنار من رد شم
+هوییی خوشگله کجا؟
_فرمایش؟
+یدقه با من بیاین
_آقا خونم اینجاس میرم خبر میدما
+چجوری میخای بری خونه نشونم بده؟
_داشتم میرفتم پایین که یه پسره دیگه اومد واقن ترسیدم چون معلوم بود منو گروگان میگیرن
آقا کارتون چیه؟
+فقط باید بیای خونمون
_بعد منو ول میکنید؟
+آره
_باشه بریم داشتیم میرفتیم که همه چیزمو گرفتن ولی قافل از اینکه من تو کلاهم گوشی دارم

ادامه....
دیدگاه ها (۰)

ߊ‌ࡅ࡙ܥ‌‌ܘ ߊ‌ࡅ߭ܭَܢܚ݅ࡅ߳ܝ‌ ܢ̣ߊ ܟܿܩࡅ࡙ܝ‌ ܭܠܨ

ߊ‌ࡅ࡙ܥ‌‌ܘ ܭࡅ࡙ܭ ࡅ߳ࡐ‌ܠܥ‌‌ ܭࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߳:)

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)ف‍‌ص‍‌ل ¹؛ پ‍‌ارت ¹⁷:)تعجب ز...

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)ف‍‌ص‍‌ل ¹؛ پ‍‌ارت ¹⁶:)برای ه...

مافیای من Part:26. ...

Part2دروغ- ایا اصلا براتون مهم هستمنه نیستم چون فکر میکنین م...

#قمار_سرنوشت پارت²⁰لونا : ولم کنننبزارم زمیننننن ( با داد ) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط