{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دوم قسمت نهم ستاره من

فصل دوم قسمت نهم ستاره من

جیکوب : چجوری باید اون دختر رو پیدا کنم
همون لحظه ایچیگو سایتو دستش یک تابلوی کوچیکه که عکس آی داخلشه
جیکوب میبینه و میگه : ببخشی آقا میگم شما این خانمی که تو عکسش تو دستتونه رو میشناسید؟
ایچیگو سایتو در ذهنش : چقدر قیافه ش آشنا میرسه خیلی شبیه هیکاروعه فکر کردم هیکاروعه
ایچیگو سایتو: آره میشناسمش
جیکوب: میشه اسمش رو بگید
ایچیگو سایتو: اسمش آی هوشینوعه
جیکوب در ذهنش: پس اسمش آیه چه اسم قشنگی داره
ایچیگو سایتو: چرا میخواستید اسمشو بدونید؟ مگه طرفدارشید؟
جیکوب : چی طرفدار؟ یعنی اون خودش یه پرنسسه؟
ایچیگو سایتو: چی پرنسس؟ نه اون یه آیدل معروف بود
جیکوب : آیدل دیگه چیه؟ همون پرنسس حساب میشه؟
ایچیگو سایتو: نه پرنسس حساب نمیشه آیدل کسیه که میخونه و میرقصه
جیکوب : آها پس پرنسس نیست
ایچیگو سایتو: اگه اسمشو داخل گوشیتون سرچ کنید در موردش میاره ولی آی یه چند روزی میشه استفاع داده راستی میگم شما کی هستید که هی در مورد پرنسس صحبت میکنید از یه کشور دیگه هستید؟
جیکوب : چی راستش اینو به هیچکس نگید من یه پرنس هستم چهار تا برادر دارم و داخل یه قصر بزرگ زندگی میکنم هر کدوم از برادرام جناح و قصر خودشونو دارن ما باهم دشمنی داریم ولی دام یکیشون نباید بیوفتید اونم پسره آخره که به اسم هیکارو کامیکیه اون برادر کوچکترمه که آخرین بچه حساب میشه
ایچیگو سایتو : چی هیکارو کامیکی؟ منظورت برادرته؟ شما الان چی گفتی؟ گفتی داخل یه قصر زندگی میکنی؟ با هر چهار تا برادرتون هم دشمنی دارید؟ دروغ نمیگی که
جیکوب : نه من هیچ دروغی نمیگم ولی لطفا اینو به هیچکس نگو
ایچیگو سایتو: باشه ولی چرا در مورد آی پرسیدی؟
جیکوب : چون عاشقش شدم میخوام باهاش ازدواج کنم راستی میگم گوشی چیه؟
ایچیگو سایتو: گوشی یه تلفنیه که میتونی به کسی پیام بدی یا رنگ بزنی اگه میخوای میای باهم بریم گوشی بخریم؟
جیکوب: باشه
ایچیگو سایتو: راستی مگه پولشو داری؟
جیکوب : اره من پولدارم
ایچیگو سایتو در ذهنش: معلومه کسی که توی قصر بزرگ با چهار تا برادر زندگی میکنه پولداره
ایچیگو سایتو: من یک موبایل فروش خوب میشناسم میتونی باهام بیای
جیکوب: خیله خب بریم دیگه

رسیدن به گوشی فروشی:

یک گوشی توجه جیکوبو جلب کرد
ایچیگو سایتو در ذهنش:فکر کنم اون گوشیه نظره این پسره رو جلب کرده
ایچیگو سایتو: میگم این گوشیو میخوای؟
جیکوب : آره همینو میخوام

بعد پرداخت کردن گوشی ایچیگو سایتو کل جزئیات گوشی رو به جیکوب یاد داد
جیکوب : ممنون بابت توضیح ممنون که بهم یاد دادین چجوری در مورد آی تحقیق کنم
ایچیگو سایتو: من خودم همچیرو راجبش میدونم ولی گفتم بهتره بری تحقیق کنی
جیکوب : چجوری در موردش میدونستی؟
ایچیگو سایتو: بخاطر اینکه منو آی قبل ازینکه آی ازدواج کنه آیدل بود برای همین پیشه من زندگی میکرد
جیکوب : جدی؟ آی ازدواج کرده گفتی؟
ایچیگو سایتو: اره کرده اونم با کسی که اسمش هیکارو کامیکیه
همونی که برادر کوچیکتونه
جیکوب : چییییی گفتی یعنی برادرم زود تر از من عاشق آی شده حساب اون مافیای لعنتی رو میرسم
ایچیگو سایتو: چییییی هیکارو مافیاست؟........ ادامه دارد
دیدگاه ها (۴)

فصل دوم قسمت دهم ستاره منجیکوب : اره مافیاست ممکنه آی رو ب...

فصل دوم قسمت یازدهم ستاره منهیکارو : بیا بریم داخلشآی : باش...

فصل دوم قسمت هشتم ستاره منهیکارو : آی بهتره بریم بخوابیم آ...

فصل دوم قسمت هفتم ستاره منآی : من میرم خرید بکنم آخه وسیل...

پارت نهم ستاره منهیکارو گفت من چشم شده چرا هر وقت من اون دخت...

فصل دوم پارت اول ستاره منایچیگو سایتو میدونست که اینا قرار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط