چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم
چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم
تا "نبودت" بروم ، گور خودم را بکنم
با تو ام میوه ی روئیده درین خارستان!
زخمها دارم ازین عشق به اجزای تنم
میروم گریه کنم تا کمی آرام شود
این جهنم که تو افروخته ای در بدنم
دیگر از مرگ هراسی به دلم نیست عزیز!
مانده یک موی تو در جیب چپ پیرهنم
چمدان بسته ام..اما چه کنم دشوارست
میروم تا نکند گریه ی من فاش کند
که مسافر نشده ، فکر پشیمان شدنم
شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله ست:
"تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم" *
تا "نبودت" بروم ، گور خودم را بکنم
با تو ام میوه ی روئیده درین خارستان!
زخمها دارم ازین عشق به اجزای تنم
میروم گریه کنم تا کمی آرام شود
این جهنم که تو افروخته ای در بدنم
دیگر از مرگ هراسی به دلم نیست عزیز!
مانده یک موی تو در جیب چپ پیرهنم
چمدان بسته ام..اما چه کنم دشوارست
میروم تا نکند گریه ی من فاش کند
که مسافر نشده ، فکر پشیمان شدنم
شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله ست:
"تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم" *
- ۵.۴k
- ۱۴ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط