{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم
تا "نبودت" بروم ، گور خودم را بکنم
با تو ام میوه ی روئیده درین خارستان!
زخمها دارم ازین عشق به اجزای تنم
میروم گریه کنم تا کمی آرام شود
این جهنم که تو افروخته ای در بدنم
دیگر از مرگ هراسی به دلم نیست عزیز!
مانده یک موی تو در جیب چپ پیرهنم
چمدان بسته ام..اما چه کنم دشوارست
میروم تا نکند گریه ی من فاش کند
که مسافر نشده ، فکر پشیمان شدنم
شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله ست:
"تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم" *
دیدگاه ها (۹)

رسید شب٬ نرسیدی و درد بی حد شد و اسم جمعه ز تقویم دفترم رد ش...

مثل شعری که به افکار قلم می آیدبه تنِ جمعه چه پیراهن غم می آ...

دارم تو را ضمیمه ی لبخند می کنم با آسمان دوباره همانند می کن...

حرفی بزن که حال و هوایم عوض شودلحنی که مانده توی صدایم عوض ش...

تکپارتی از کوک وقتی سربازیهسلام من ات هستم 24سالمه و دوساله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط