چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم
تا "نبودت" بروم ، گور خودم را بکنم
با تو ام میوه ی روئیده درین خارستان!
زخمها دارم ازین عشق به اجزای تنم
میروم گریه کنم تا کمی آرام شود
این جهنم که تو افروخته ای در بدنم
دیگر از مرگ هراسی به دلم نیست عزیز!
مانده یک موی تو در جیب چپ پیرهنم
چمدان بسته ام..اما چه کنم دشوارست
میروم تا نکند گریه ی من فاش کند
که مسافر نشده ، فکر پشیمان شدنم
شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله ست:
"تا جنون فاصله ای نیست ازینجا که منم" *
دیدگاه ها (۹)

پارت ۵۳

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۸جونگکوک که با شنی...

My lovely neighbor part : 88

ادامه سناریو

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنمپیرو عقل شوم قید دلم را بزن...

چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم پیرو عقل شوم قید دلم را بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط