بلاخره دیدمت،
بلاخره دیدمت،
دلم واست خیلے تنگ شده بود
ولے ناےجلو اومدن نداشتم.
برگشتیو نگام کردے
و بهم لبخند زدے....
تو منو
بیش از حد شوکه کردے.
درست میدیدم؟
نه نه باورم نمیشد
این امکان نداره.
دوایدم سمتت،
وقتش بود دوست داشتنتو
فریاد بزنم،
ولے تو دور تر و دور تر میشدے،
بهت نمیرسیدم....
هوم،تو همراهِ رویاهام محو شدی و رفتی...
هیچے نبود روبه روم،
هیچکس نبود.
من تو
اون خیابونے که اولین بار همو دیدیم تنها بودم.
هیچکس نبود
تو رفته بودے...
دلم واست خیلے تنگ شده بود
ولے ناےجلو اومدن نداشتم.
برگشتیو نگام کردے
و بهم لبخند زدے....
تو منو
بیش از حد شوکه کردے.
درست میدیدم؟
نه نه باورم نمیشد
این امکان نداره.
دوایدم سمتت،
وقتش بود دوست داشتنتو
فریاد بزنم،
ولے تو دور تر و دور تر میشدے،
بهت نمیرسیدم....
هوم،تو همراهِ رویاهام محو شدی و رفتی...
هیچے نبود روبه روم،
هیچکس نبود.
من تو
اون خیابونے که اولین بار همو دیدیم تنها بودم.
هیچکس نبود
تو رفته بودے...
- ۱.۶k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط