{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را 

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را 

تا آب کند این دل یخ بسته‏ ی ما را 

 

من سردم و سر دم ، تو شرر باش و بسوزان‏ 

من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را 

 

جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ‏ست‏ 

با گرم‏ترین پرتو خورشید بیارا 

 

از دیده برآنم همه را جز تو برانم‏ 

پاکیزه کنم پیش رُخت آینه‏ ها را 

 

من برکه‏ی آرام و تو پوینده نسیمی‏ 

در یاب ز من لذت تسلیم و رضا را 

 

گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد 

آمد که کند شاد و دهد شور فضا را 

 

هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است‏ 

فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را 

 

می ‏خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم‏ 

پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را 

 

از باده اگر مستی جاوید بخواهی‏ 

آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا .

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

گرفتی آسمانم را به جایش پر به من دادی  ز  من یک غم گرفتی صد ...

به شب رسیده ام و ماه در بساطم نیستبگو به آینه ها آه در بساطم...

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنمخلق می دانند و من انکار ا...

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطربر من منگر تاب نگاه تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط