{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرفتی آسمانم را به جایش پر به من دادی  

گرفتی آسمانم را به جایش پر به من دادی  

ز  من یک غم گرفتی صد غم دیگر به من دادی

 چه شد که له له پرواز را از خاطرم  بردی؟

 زمینی تر شدم هر چند بال و پر به من  دادی

 تو هم ای نوبهار احیا نکردی شاخه هایم را  

که  مشتی سم و آفت ، جای بار و بر به من دادی   !

به  روی زخمهایم با نمک مرهم شدی ، دنیا  

ازآب دیده ام پر بود اگر ساغر به من دادی

 نشد گوشی خریدار غزل هایم؛ فقط غم بود

 اگر یک اهل دل زین قوم ناباور به من دادی

از آن بالا بیا پایین دمی ای شیخ تا بینی

عذابی را که قولش را خود از منبر به من دادی!

زبان عقل و دینم را نمی فهمد؛ خداوندا

مسلمان کردی اما یک دل کافر به من دادی

تنم را گرچه چون خاکستری در دست باد اما

دلی چون آتشی در زیر خاکستر به من دادی...



#علی ارجمند
#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

به شب رسیده ام و ماه در بساطم نیستبگو به آینه ها آه در بساطم...

اگرچه از تو هزاران سخن بجا ماندهسکوت بوده هر آنچه زمن بجا ما...

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را تا آب کند این دل یخ بسته...

دوستت می دارم و بیهوده پنهان می کنمخلق می دانند و من انکار ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط