{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو آت :دیدم یهو صدای شکستن یه چیزی آمد و دستم درد گرفت چ

ویو آت :دیدم یهو صدای شکستن یه چیزی آمد و دستم درد گرفت چشمام رو باز کردم دیدم کوک شیشه ی بتریش رو پرت کرده خود بود به دستم دستم خیلی درد میکرد
کوک :آت ب این سه تا داری چه گوهی میخوری
آت:عشقم داشتم با اون دختره دعوا میکردم یه لحظه خیلی بد منو زد بعدا این پسرا آمدن کمکم
کوک :ببخشید کوچولومم تندروی کردم دستت چطوره
آت :دستم درد می‌کنه
کوک:بیا بریم زنگ میزنم دکتر بیاد
آت:باشه بریم
پسر ۱٫۲:حاجی اینا با همن
پسر ۳: تا حالا ندیده بودم ریس اینجوری با دختری رفتار کنه
کوک:شما سه تا بیاید دفتر من
پسرا: یا خدا
آت :کوک دستم درد می‌کنه
دکتر : سلام ریس کارم داشتید
کوک :میشه دست دوستم رو درمان کنید
دکتر :بله دوستتون کجان
کوک:اونجا
دکتر :چشم
ویو اتاق کوک

پسر ها:ریس کارمون داشتید
کوک :پسرا بشینید می‌خوام ازتون یه خواهش کنم اون موضوع رو به هیچ کی نگید
پسرا :چشم
کوک :و اینکه من منشی هام رو چون که خیلی آدم های هرزه بودن بیرنشون کردم
پسرا چون شما فرد های قابل اعتمادی هستید می‌خوام منشی و سرپرست های جدید باشین
و مراقبت آت باشین زیاد بهش نزدیک نشین
پسرا :ریس واقعا دارید میگیددد
کوک بله
ویو آت :
کوک منو گذاشت پیش دکتره خودش رفت با پسرا دا خب اتاق نکنه بلایی سرشون بیاره دیدم. در اتاق باز شد
آت :سلام
پسرا :سلام آت
آت :کوک چیزی بهتون نگفت
پسرا :به لطف شما شدین سرپرست و منشی
آت ،....
بچه ها می‌خوام معرفی از خودم بزارم یا عکس خودم رو بزارم بگید انجام بدم یا نه
دیدگاه ها (۱۷)

آت: واقعا پسرا :ارهآت : خوشحالم براتون پسرا :ممنون دستت چطور...

آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین کوک :نه آت :به داداشم...

باید برم آت رو پیدا کنم آت آت کجایی رفتی ویو آت :پسر۱: ببخشی...

منشی:ددیکوک:ددی زنیکه هرزه به من میگی ددی منشی :کوک من دوست ...

احساس کردم دلم درد می‌کنه وای آخه الان چرا باید پریود شوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط