{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچو نی می نالم از سودای دل

همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل

من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل

همچوموجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل

دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل

ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل

خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل

گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل

در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
دیدگاه ها (۲)

تا که گفتی چشم هایت بعد از این مال من اندخوب فهمیدم تمام شهر...

‌✦زن‌هاگاهی ✦اوقات چیزی نمی‌گویند✦چون لازم✦ نمی بینند✦که چیز...

اشکهایت مال من، امشب هوا دلگیر نیستباز می نالم ولی، این ناله...

نفسم دست تو بوده به کجایش بردی؟این دلم دست تو بوده به کجایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط