من خودم میدانم
من خودم میدانم
که در این چرخ کبود
نفسی بهر من و خاطر من
سینه نشکافت و بیرون ناید
تو مروت کن این راز به عالم نگو.
من خودم میدانم
که شب تار برایم سرآغاز غم است
تو دگر بار دلم را فزونی نبخش.
من خودم میدانم
به خدا سوگند که من میدانم
شب من بی باران
سحر هرگز نخواهد گردید
تو مروت کن این راز به عالم نگو.
که در این چرخ کبود
نفسی بهر من و خاطر من
سینه نشکافت و بیرون ناید
تو مروت کن این راز به عالم نگو.
من خودم میدانم
که شب تار برایم سرآغاز غم است
تو دگر بار دلم را فزونی نبخش.
من خودم میدانم
به خدا سوگند که من میدانم
شب من بی باران
سحر هرگز نخواهد گردید
تو مروت کن این راز به عالم نگو.
- ۳۰۲
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط