{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک با ناراحتی به خدا گفت:

گنجشک با ناراحتی به خدا گفت:
لانه کوچکم! آرامگاه خستگیهایم بود! تو آن را از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟
مگرلانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود و تو خواب بودی. به باد گفتم تا لانه ات را واژگون کند.
آنگاه تو از کمین ماری که منتظر بود، پرگشودی.

خانه ات در پناه یزدان باد
دیدگاه ها (۱)

گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن (مثل رود)، باشفقت و مهربان ب...

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻴﺖ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﻨﺠﺎﻗﻜﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺱ ﻛﻒ ﺩﺳﺘﺖ ﺁﺏ ﺧﻮاﻫﺪ ﺧ...

..

وقتی مریض بودی ولی ..

گنجشک با ناراحتی به خدا گفت:لانه کوچکم! آرامگاه خستگیهایم بو...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی ام، سرپناه...

یکشنبه95/05/17ساعت11:35گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم آر...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط