{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت دوم

رفتم خونه و زنگ زدم به اون شماره

ارسلان، بفرمایید

دیانا، سلام

ارسلان، سلام بله

دیانا، من میتونم شما رو امروز ببینم

ارسلان، شما اصلا شماره منو از کجا آوردید

دیانا، فکر کنید یکی که کسی رو نداره

ارسلان، خوب

دیانا، میشه به این آدرسی که میگم بیاید

ارسلان، بگو

دیانا، کافه گلها ،،، یه اسمیه دیگه،،،

ارسلان، من ساعت ۶ وقط آزاد دارم

دیانا، مرسی ممنون میبینمتون

بچه ها کم نشید من دارم زحمت میکشم 🥺💔
گله میکنما🥺
یعنی دوست ندارید❓️🥺
دیدگاه ها (۱۶)

رمان ملک قلبم پارت سومارسلان، قبوله دیانا، خوب پس دادشم چی ا...

رمان ملک قلبم پارت ۴ارسلان، عجب دختری بود پاشم برم کار دارم ...

رمان ملک قلبم پارت اولمن دیانا هستم من وقتی بچه بودم پدر و م...

love Between the Tides⁶⁹گوشیم زنگ خوردا/ت: جانمچهیونگ: سلام ...

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط