تو مرا آزردی...
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
تو خیالت راحت...
میروم از قلبت....
می شوم دورترین خاطره
در شبهایت
تو به من میخندی...
و به خود می گویی:
باز می آید و
می سوزد از این عشق ولی
برنمی گردم ، نه...
می روم آنجا که دلی
بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و
حرمت دارد...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
تو خیالت راحت...
میروم از قلبت....
می شوم دورترین خاطره
در شبهایت
تو به من میخندی...
و به خود می گویی:
باز می آید و
می سوزد از این عشق ولی
برنمی گردم ، نه...
می روم آنجا که دلی
بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و
حرمت دارد...
- ۳.۶k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط