{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

﴿ فصل 1قسمت76﴾

﴿ فصل 1قسمت76﴾
یارا سوار آسانسور شد داشت سکته می‌کرد ولی بدون هیچ توجه ای به اینکه قرار زندگیش چطوری بگذره نکرد .
رسید به طبقه ۲۰ رفت سمت منشی باربد و گفت:ریس داخل هستند ؟
منشی:بله منتظرتون بودن.
یارا یک لحظه چشم هاش گرد شد ‌و رفت سمت در اتاق باربد وارد شد.
یارا: سلام آقا باید بهم پول بدید.
باربد:به به پس پول هم می‌خواهی.
یارا با چشم اشکی گفت:یادت رفته تو تو ازم گرفتی دخترونگیمو پس یا پول بده و امضا کن استفا نامو یا میرم به خانم آنیا میگم شما بهم تجاوز کردی.
باربد محکم خودشو به یارا چسبوند و دهنشو گرفت یارا داشت بین دیوار و باربد له میشد که یهو باربد کنار گوش یارا یک چیزی گفت:اگر می‌خواهی زنده بمونی خفشو و باهام رابطه داشته باش.
یارا گریه شد یهو نیما وارد اتاق شد شکه شد یارا همون دختره بین دیوار و باربد بود .
نمیا یک سیلی به یارا زد و گفت :دختره ج....... ده پس می‌خواهی ریستو اغوا کنی.
یارا گریه اش اوج گرفت باربد رو به نیما گفت:تو برو من خودم تنبیش میکنم.
نیما از اتاق رفت بیرون و بعد از چند دقیقه یارا را برد سمت پارکینگ و سوار ماشین کرد و رفت.
……………
حمایت کنید لطفاً بدون لایک و کامنت حلال نیست
دیدگاه ها (۰)

﴿ فصل 1قسمت75﴾یارا و نیما تا دم شرکت راه رفتن یارا خبر نداشت...

﴿ فصل 1قسمت 74 ﴾ یک هفته بعد آنیا توی این چند روز بیهوش بود ...

﴿ فصل 1قسمت30 ﴾آنیا لوسی را زد و گفت : خیلی‌ ه..رز..ه ایلوسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط