{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دلی غمگین و خسته، یک شب از شهر تو رفتم

با دلی غمگین و خسته، یک شب از شهر تو رفتم

با دو چشمی جاری از اشک از کنار تو گذشتم
رهسپارِ شهر غربت، کوله بارم غصه و درد
بی تو من تنهای تنها از همه دنیا گذشتم

جاده های بی کسی را، با خیالت گریه کردم

خاطراتت را مرور و باز با یادت شکستم

یاد آن شب زیر باران، آن همه دلواپسی ها
یاد تو همراه من بود، همچنان من می گذشتم

یاد آن دیدار زیبا، روز خوب آشنایی

با وجود آن همه عشق، یک شب از یاد تو رفتم
دیدگاه ها (۴)

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شرو...

عشوه هایت مست مستم می کندخنده هایت بت پرستم می کندحرف هایت ب...

مهم نیستچگونه دوستت داشته باشم مهم این است که یادت را در عمق...

عاشقانه های شبنم

قدم قدم با یه علم ان ‌شاءالله اربعین میام سمت حرمبا مدد شاه ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت پنج

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

نمیبخشمت p.22

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط