{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید.

به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟ گفتند با دنیا.
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت اغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم خدا تو تیم ماست.
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت: خیلی ساده فقط پاس بده به من, باقیش با من. ...
پس الهی به امید تو
دیدگاه ها (۴۸)

نیاز می دونم این جمله "" هر چیزی قیمت خودش رو داره "" رو یکم...

فیک : بین راندها

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

آکیرا و کاراسو

𐙚🦋 پارت هشتم — «پایان یک رقابت» 🦋𐙚ویو آتروز ارائه بالاخره رس...

سناریو دازای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط