{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ...؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ...؟
خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است .
آیینه به سادگیم خندید و گفت :
احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است
گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی
گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است
.
دیدگاه ها (۸)

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

Nineteen

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ :ابتدا بفرمایید با خود بیندیشید ک...

پارت بیست‌ و دوم | راهیِ سفرپارک لاراچمدونم رو روی تخت گذاشت...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط