{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"من "شکســـــتم...

"من "شکســـــتم...

آنقـــدر آهستـــه که صــدای شکـــستنم را؛

فقط دیوارهای اتاقــم شنیدند،

و نـــم پس ندادند !

صــدای شکـــستنم را قلـــم و کاغـــذ

شنیدند وشـــعـــر پس دادند...

صـــدای شکــستنم را

"خــــــدا "شنید و

سکــــوت جواب داد !!!

می دانــی؟

اهل گریـــه نیستم ،

فقط" بغــــض" میکنــــم...

ایـن سخت تــر از هر چیزیست ،

بغـــض داشته باشی

و

بخنـــــدی...
دیدگاه ها (۱)

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 156✦...................

داستان عاشقانه جدید

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

چند پارتی..«درخواستی» وقتی برادر ناتنیت ازت متنفره تا اینکه....

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

پارت ۵توبیراما دیگه توان حرف زدن نداشت . رفت توی اتاق . روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط