سکوت پیست
سکوت پیست
Part:¹¹
بعد از تماس جنی رفتم که صبحونه بخورم
بعد از اینکه صبحونمو خوردم رفتم پیش آجوما که بپرسم پدرم کجاست و چرا از دیشب ندیدمش
+آجوما پدرم کجا رفته چرا از دیشب نیست؟
آجوما:دخترم جناب راکسون سرشون بخاطر باند شلوغه و به من گفتن که بهتون بگم ی هفته ای میرن خارج از کشور
+عا واقعا
آجوما:بله
+باشه ممنون
وقتی آجوما گفت که پدرم ی هفته ای نیست خیلی خوشحال شدم
ی هفته آزاد بودم
این معرکست
و با خیال راحت میتونم برم پیست جونگ کوک.
با صدای نوتیف گوشیم به خودم اومدم
شماره ناشناس بود و ی ادرس برام فرستاده بود
اها حتما جونگ کوکه و اینم آدرس پیستشه
داشتم آدرس رو میخوندم که ی نوتیف دیگه هم اومد
"جونگ کوک:فردا ساعت ۶ صبح اینجا باش"
چی ۶ صبح آخه خیلی زود نیستت
حتی ی سلامم نکرد چه پرو
منم بدون هیچ سلامی براش سردو خشک نوشتم باشه...
آه حتی فکرشم عذابم میده که قراره هر روز ساعت ۶ پاشم و این همه راه رو برم...
.......
(ویو مری ساعت ۵)
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم
چشام باز نمیشد اما هر جور شده خودو به دست شویی رسوندم و کارای لازمو کردم و بعد رفتم توی آشپزخونه
ی صبحونه مفصل خوردمو بعد رفتم توی اتاقم تا اماده شم
ی دوش کوتاه گرفتم و موهای بلندمو خشک کردم و باز گذاشتم
و بعد ی دست پوشیدم
ی ارایش خیلی ساده هم کردم و کمی هم از عطر ملایمم زدم
آروم از خونه زدم بیرون و به سمت آدرسی که داده بود رفتم...
Part:¹¹
بعد از تماس جنی رفتم که صبحونه بخورم
بعد از اینکه صبحونمو خوردم رفتم پیش آجوما که بپرسم پدرم کجاست و چرا از دیشب ندیدمش
+آجوما پدرم کجا رفته چرا از دیشب نیست؟
آجوما:دخترم جناب راکسون سرشون بخاطر باند شلوغه و به من گفتن که بهتون بگم ی هفته ای میرن خارج از کشور
+عا واقعا
آجوما:بله
+باشه ممنون
وقتی آجوما گفت که پدرم ی هفته ای نیست خیلی خوشحال شدم
ی هفته آزاد بودم
این معرکست
و با خیال راحت میتونم برم پیست جونگ کوک.
با صدای نوتیف گوشیم به خودم اومدم
شماره ناشناس بود و ی ادرس برام فرستاده بود
اها حتما جونگ کوکه و اینم آدرس پیستشه
داشتم آدرس رو میخوندم که ی نوتیف دیگه هم اومد
"جونگ کوک:فردا ساعت ۶ صبح اینجا باش"
چی ۶ صبح آخه خیلی زود نیستت
حتی ی سلامم نکرد چه پرو
منم بدون هیچ سلامی براش سردو خشک نوشتم باشه...
آه حتی فکرشم عذابم میده که قراره هر روز ساعت ۶ پاشم و این همه راه رو برم...
.......
(ویو مری ساعت ۵)
با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم
چشام باز نمیشد اما هر جور شده خودو به دست شویی رسوندم و کارای لازمو کردم و بعد رفتم توی آشپزخونه
ی صبحونه مفصل خوردمو بعد رفتم توی اتاقم تا اماده شم
ی دوش کوتاه گرفتم و موهای بلندمو خشک کردم و باز گذاشتم
و بعد ی دست پوشیدم
ی ارایش خیلی ساده هم کردم و کمی هم از عطر ملایمم زدم
آروم از خونه زدم بیرون و به سمت آدرسی که داده بود رفتم...
- ۱۳۰
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط