{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که ارغوان به تو نفروخت گلفروش

روزی که ارغوان به تو نفروخت گلفروش
پیراهنی به رنگ گل ارغوان بپوش
از یاد بردن غم عالم میسر است
اکنون که با شراب نشد شوکران بنوش
گیرم که مثل موری از این سنگ بگذری
کوهی ست پشت سنگ ، از این بیشتر مکوش
چون نی نفس کشیدن ما ناله کردن است
در شور نیز ناله ما می رسد به گوش
آتش بزن به سینه اتش گرفته ام
آتش گرفته را مگر آتش کند خموش
دیدگاه ها (۱)

به طعنه گفت به من: روزگار جانکاه است به من! که هر نفسم آه در...

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم های دل خون من علاج...

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است ین آتـش از هر سر که بر خ...

روزی که ارغوان به تو نفروخت گلفروشپیراهنی به رنگ گل ارغوان ب...

اکنون که ارغوان به تو نفروخت گل فروشپیراهنی به رنگ گل ارغوان...

از یاد بردن غم عالم میسر استاکنون که با شراب نشد شوکران بنوش...

از یاد بردن غم عالم میسر استاکنون که با شراب نشد شوکران...

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسینطاق فلک علی است به عالم ستو...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط